شاخه ها پژمرده، سنگها افسرده، رود مي نالد. جغد مي خواند. غم بياميخته با رنگ غروب. ميتراود ز لبم قصه ي سرد: دلم افسرده در اين تنگ غروب..!! (سهراب سپهري)
|+|
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387 ساعت 19:10  توسط علیرضا مرادی
|
در این قربت خانگی
بگو هرچی باید بگی
غزل بگو به سادگی
بگو زنده باد زندگی....!!!
( شهیار قنبری )
|+|
نوشته شده در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387 ساعت 17:3  توسط علیرضا مرادی
|
